لالایی های منطقه خفر
لالایی ها
ماردان و یا مادر بزرگان زمانی که می خواهند فرزندان یا نوه های خود را به خواب بسپارند آوازهایی را سر می دهند که بسیار آرامبخش و دلنشین است . این آوازها را که به آن لالایی می گویند ، زمانی سروده می شود که مادران پای ننی کودک خویش نشسته و همچنان که آن را تکان می دهند می خوانند و یا زمانی که فرزند خود را در دامن خویش نهاده و در حالی که پاها را تکان می دهند می سرایند و دیگر زمانی است که کودک خود را روی زمین خوابانده اند و همچنان که با دست به پشت او می زنند ، این آوازها را سر می دهند . ابتدا قبل از شروع لالایی دهانشان را لوله می کنند و زبان را به حرکت در می آورند و نوک آن را در حین حرکت به سقف و پایین دهان می کوبند و آهنگ مخصوصی را به اجرا در می آورند که این خود علائم و مقدمه خواب است برای کودک . و بعد از آن شروع به خواندن لالایی می کنند . بیشتر این لالایی ها آهنگ حزن انگیزی دارد و مادران در ضمنی که فرزندان را خواب می کنند ، دل را نیز تسکین می دهند این حالت حزن انگیز یا به سبب دوری پدر است که مادر هیچ کس جز فرزند کوچک خویش را محرم راز خود نمی داند و یا به سبب شکوه و ناراحتی هایی است که مادر به جهت همسر دوم از پدر دارد . و آن را برای دل تنهای خود می خواند و علائم آن همانا ریزش قطرات بلورانه اشکی است که از گوشه های چشمانش جاری می شود . اما چندی است که آوای روح بخش لالایی ها دیگر خاطرات ایام کودکی را در ذهنمان بیدار نمی کنند ، و لالایی ها دیگر نوازشگر جسم و جان کودکان خفری نیست . مگر احیانا در نقطه ای دور افتاده و دلیل آن شاید وجود و حضور آوازهای سرد و بی روح ضبط صوت و رادیویی باشد که ردپای لالایی ماردانه را در سینه مادران محو نموده است .
هدف اینجانب از تدوین این لالایی ها که منحصر و اندک می باشد ، جلوگیری از عدم حضور در مقابل آوازهای ظاهرا مشابه است تا لااقل نشانی از آن دو در فرهنگ مردم این سامان داشته باشیم و به نسلهای بعد بسپاریم .
لالا لالاگل اوشن
کاکا رفته چیشم روشن
لالا لالا گل خشخاش
کاکا رفته خدا همپاش
لالا لالا گل زیره
بچم آروم نمی گیره
لالا لالا گل پونه
گدا اومد در خونه یه نون دادم بدش اومه
دو نون دادم خوشیش اومه
خودیش رفت و سگیش اومه
لالا لالا گل پس
بوات اومه . قطار بسه
قبای زرد زنگاری بریش بید
تفنگ لول بر نو بر کولیش بید
لالاایت می گم خوابت نمی بره
بزگت می کنم یادت نمی ره
نمی خوابی نمی زاری بخوابم
مثال مار زخمی در عذابم
لالایی می گم لالات خوشت رود
غم و درد و بلات کوه بکشه رود
لالایی ات می گم و صد ساله باشی
کنیز حضرت معصومه (ع) باشی
لالایت می گم شالله خو نباشی
بمیره دشمنت تو زنده باشی
لالا لالا لالا لالا ببم بیمار
برو ننی بیار هموار هموار عزیز مو نگیر درد بیمار
لالایت می گم خوابت نمی یاد
بزرگت می کنم یادت نمی یاد
لالایت می کنم در سن پیری
که بلکه گت شی دستم بگیری
لالایت می کنم تا بد نبینی
نه تو کنی نه سر دردی بگیری
گل باغ مویی شالا بمونی
که بهر مو کنی تو باغبونی
لالا لالا گل باغ بهشتم
لالا لالا تو بیدی سر نوشتم
بخو ای مونس روح و رونم
بخو ای بلبل شیرین زبونم
لالایت می گم خوابت نمی یاد
بزرگت می کنم یادت نمی یاد
برزگت می کنم صد ساله باشی
غلام حضرت معصومه (ع) باشی
صدا کردی به قربون صدایت
شوم بلبل بیایم در هوایت
در بعضی مواقع اشعار شاعران محلی را قاطی لالایی ها می نمودند و با آهنگی شبیه به آهنگ لالایی ها ادا می کردند و با خواندن این اشعار در واقع شرح حال خود را فریاد می کردند و کودک نیز به خواب می رفت .
سر کوه بلند دیگی به باره
برنج غل می خوره دل بیقراره
برنج غل می خوره با شیر میشون
طمع از ما برند قوم و خویشون
شو ابره خدایا ماه بنما
بیابونم خدایا راه بنما
به حق دیده روشن یعقوب
به حق گنبد سوز محمد (ص)
دل ناشاد ما را شاد بنما
سر راهت بشینم تا بیایی
به قربونت کنم هم مال وهم جون
رودم ؛ شرطی که خود تنها بیایی
دوتا بودیم که داغ هم نبینیم
گل از خرمن کنه سایش بشینیم
ننه ، گل از خرمن کنیم نداره
رودم ، درد دوریت جونم چاره نداره
غریبی رفتم سخت گیر داره فلک بر گردنم زنجیر داره
فلک بر گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر داره
لالا لالا به خواب رودم
لالا لالا گل زیره
بوات رفته زن بگیره
ننه ت آروم نمی گیره
لالا لالا گل پسه
شدم از گریه هات خسه
لالا لالا گلی دارم
که از گل بهتری دارم
لالا لالا گل قندم
عزیز و رود دلبندم
لالا لالا گلم باشی
تسلای دلم باشی
بخوبی ا سرم باشی
نمیری همدم باشی
لالا لالا گل نرگس
داغ تو نوینم هرگز
لالا لالا عزیز کوگ مسم
میون کوگها دل با تو بسم
تمام کوگها رفتن به بازی
من بیچاره پابس تو هسم