خدا بايد 6ماه فكر كند تا بتواند من را مثل تو فقير كند(داستانی زیبا در مورد تکبر وغرور)
![]()
![]()
![]()
![]()
داستاني به نقل از استاد معظم آقاي حدائق مي نويسم .
در بازار وكيل شيراز تاجري بود كه بسيار ثروتمند بود روزي فقيري نزدش آمد وكمك خواست تاجر به فقير گفت :خلايق هر چه لايق فقير بيچاره گفت : تو كه لايق ثروت هستي به خاطر خدا به من كمك كن به خاطري كه مثل من نيستي به من كمك كن
تاجر مغرور گفت : خدا بايد 6ماه فكر كند تا بتواند من را مثل تو فقير كند .نيم ساعت گذشت پيكي آمد وخبر از غرق شدن كشتي حامل اجناس تاجر داد . آن تاجر تمام سرمايه اش به آب رفت وخداوند در يك لحظه او را بيچاره كرد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط رحمت اسماعیل زاده
|
