عاشق يک لحظه نگاهت يا صاحب الزمان (عج)، بر چهره پر زنور مهدی صلوات

(*◕‿◕)عاشق يك لحظه نگاهت (*◕‿◕) - داستان های واقعی ناب

نماز اول وقت بخوان

یکی از کارمندان عالی رتبه شهرداری نقل کرد که:
« به علتی مرا از شهرداری اخراج نمودند. رفتم خدمت حاج شیخ، ایشان فرمودند:
« نمازهایت را اول وقت بخوان، چهل روز دیگر کارت درست می شود. »
مدت یکماه گذشت اثری ظاهر نشد مجدداً مراجعه کردم فرمودند:
« گفتم چهل روز دیگر. »
هرچه فکر کردم آثاری و امیدی در ظاهر نبود روز چهلم در خیابان نزدیک یک قهوه خانه نشسته بودم.
شهردار سابق مشهد آقای محمد علی روشن با درشکه از آن محل عبورمی کرد بلند شده سلام کردم. درشکه را نگاه داشت پرسید چرا این جا نشسته ای مگر کاری نداری شرح حال خود را گفتم.
گفت با من بیا. با ایشان سوار درشکه شدم، رفتیم به استانداری و فوری دستور داد رفع اتهام از من کرده مرا به خدمت برگرداندند و درست قبل از ظهر چهلمین روزی که مرحوم حاج شیخ فرموده بودند حکم اعاده به خدمت مرا داده و مشغول کار شدم. »

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 23 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

 یک داستان واقعی؛
داستان دختر معتاد شوش که مادرش در آمریکا خوشگذرانی می‌کند
شاید اگر مادرم بعد از مرگ به خارج از کشور نمی‌رفت و همین جا می‌ماند و مرا زیر بال و پرش می‌گرفت من اکنون در میان این باتلاق دست و پا نمی‌زدم. از شدت عصبانیت و ناراحتی دندان‌هایش را به هم می‌فشرد و همزمان گریه هم امان او را بریده بود. من نگران، به حالات او نگاه می کردم دیگر تصمیم داشتم آن جا را ترک کنم تا بیشتر از این موجبات ناراحتی‌اش را فراهم نکنم.


برچسب‌ها: داستان, آموزش خانواده, دختر معتاد, فریب دختران

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 15 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

داستان تلخ یک زن/ از دوستی خیابانی تا وقتی که شوهر به خیانت همسرش خندید!


برچسب‌ها: اعتیاد, خیانت به همسر, فریب دختران, آموزش خانواده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 13 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |
تاريخ : دوشنبه 7 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

مدتی بعد او را صیغه کردم. همسرم پس از مدتی به موضوع پی برد و از این جا اختلافات ما شروع شد. عشق و محبت در خانه ما جایش را به کینه و نفرت داده بود تا این که تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم.»
 
متهم به قتل ادامه داد: «قرار بود توافقی از هم جدا شویم؛ البته قرار گذاشتیم تا روز طلاق


برچسب‌ها: داستان, ارتباط باجنس مخالف, تجاوز, خیانت, آموزش خانواده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 6 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

قتل مادر درحضور دختر کلاس اولی در نخستین روز مدرسه
شب سه شنبه مرد ۳۵ساله، وقتي از سرکار بازگشت، به سمت آرايشگاه همسرش رفت تا دختر ۷ ساله اش را که پس از تعطيلي مدرسه نزد مادرش رفته بود، به منزل ببرد. ساعتي بعد هم زن ۲۵ساله به خانه آمد و آ ن ها سر سفره شام نشستند. مرد که غرق در افکارش بود، آرام آرام لقمه غذا را برمي داشت و در ذهن پريشان خود حرکات و رفتار همسرش را مرور مي کرد. دقايقي بعد و در حالي که دخترک، کتاب هايش را در کيف مدرسه اش مي گذاشت زن جوان به سمت اتاق خواب رفت.


برچسب‌ها: داستان, قتل, آموزش خانواده

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 3 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |
تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

جنایت هولناک زن ۱۷ ساله، یک‌ماه پس ازازدواج

با خواندن این داستان ها دل آدم به درد میاد  خدا خودش فرج مولایمان صاحب الزمان(عج) رابرساند

الهی آمین


برچسب‌ها: آموزش خانواده, فریب دختران, داستان, قتل, هوس بازی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 29 شهریور1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |
نوجوان 17ساله: چون غیرتم قبول نمی کرد که خواهرم از راه رابطه بادیگران،پول در بیاورد، او را کشتم


برچسب‌ها: داستان, فریب دختران, ارتباط باجنس مخالف, جنس مخالف, ارتباط شوم

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

قتل؛ پايان دوستي ۲ پسر با دختر ۱۶ ساله

 جوان ۲۵ ساله اي به نام «م» با دختر ۱۶ ساله اي که از چند ماه قبل در پارک آشنا شده بود تماس گرفت و از او خواست براي ديداري حضوري به چهارراه الغدير در بولوار شهيد رستمي بيايد. دختر نوجوان هم که به همراه خواهر ۱۸ ساله و يکي از دوستانش در خيابان گردش مي کرد از اين پيشنهاد خوشحال شد و دقايقي بعد به سر قرار رفت.147504 956 حرکات خطرناک جوانان موتور سوار ایرانی (تصاویر)


برچسب‌ها: قتل؛ پايان دوستي ۲ پسر با دختر ۱۶ ساله, آموزش خانواده, فریب دختران, داستان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |
جملاتی زیبا در مورد حرم امام حسین (ع) وحرم حضرت ابوالفضل(ع)

امانتی که حضرت زهرا به آیت‌الله‌ بهجت داد

وقتی آب شرمنده علمدار کربلا می شود

در بین حرم حضرت ابوالفضل(ع) و حرم امام حسین(ع) یا همان بین الحرمین مسیر حرکت آب تغییر می کند و بر عکس مسیر حرکت آب در شهر کربلا

از سوی حرم علمدار کربلا به سوی حرم امام حسین(ع) آب در جریان است که می توان آن را یک معجزه دانست.

السلام علیک یا ابا عبدالله

 


برچسب‌ها: آب در حرم حضرت عباس, امانت حضرت زهرا به آقای بهجت, مسیر آب در کربلا

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 25 شهریور1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |

امام (ره) خطاب به

حاج حسنعلی نخودکی

رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

(سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.وبرای حل تمام مشکلات کافی است

 

برچسب‌ها: داستان, امام خمینی, حاج حسن علی اصفهانی, حلال مشکلات

تاريخ : شنبه 25 مرداد1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |
در سال 54 که در منا آتش سوزی شد خیمه ها می سوخت ومردم فرار می کردند کسی به فکر پول وساک وبچه ورفیق وروحانی نبود. شبیه قیامت شده بود.
  همین طور خیمه ها می سوخت وبه طرف حاجی ها حمله ور می شد.برخی مواقع خداوند می خواهد این گونه از میهمانش پذیرایی کند( او صاحب خانه است)
 در آن سانحه که مهندس جوانی  در کاروان ما بود که یک کیف هم همراه داشت با هم در حال فرار بودیم  یک خانم هندی را دیدیم  که یک بچه روی کولش بود وفرار می کرد آن قدر به فکر نجات جان خودش بود که بچه از روی کولش  افتاد واو نفهمید. این مهندس جوان کیفش را رها کرد وبچه را گرفت وبا شتاب به منطقه ای که دور از آتش بود  رفتیم .دیدیم همان زن هندی آنجاست  وبه سرش می زند که بچه من چه شد؟ مهندس بچه را به آن زن داد  دیدیم یک نفر هم آمد وکیف مهندس  را به او داد . گفت من دیدم این بچه را برداشتی  من هم کیف تو را برداشتم .بالاخره خیر خیر می آورد ورحمت رحمت .
((ان زلزله الساعه شی عظیم))
منبع:کتاب محبت ورحمت

 

 


برچسب‌ها: جملاتی در مورد قیامت, داستانی در مورد حج ومنا, آتش گرفتن خیمه ها, کتاب محبت ورحمت

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 23 مرداد1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |


به شوهرم چیزی نگو

زن مسن‌تر از سنش نشان می‌داد. حدود چهل و پنج ساله. از دست‌های چروکیده‌اش براحتی می‌شد خستگی‌هایش را حس کرد. کیسه نان‌های مچاله شده‌اش را در بغل گرفته بود و مرتب لقمه‌ای از آن می‌دزدید.


برچسب‌ها: به شوهرم, چیزی نگو, خانم روانی, داستان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 21 مرداد1393 | | نویسنده : رحمت اسماعیل زاده |